الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

318

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

الشِّرْع : نامى است مخصوص تارهاى عود . شرق : شَرَقَتِ الشّمسُ شُرُوقاً : خورشيد طلوع كرد . گفته شد - لا أفعل ذلك ما ذرّ شَارِقٌ : تا خورشيد بر نيايد آن را انجام نمىدهم . أَشْرَقَتْ : تابيد و درخشيد . آيه : ( بِالْعَشِيِّ وَ الْإِشْراقِ - 18 / جنّ ) يعنى زمان تابش و طلوع خورشيد . الْمَشْرِق و المغرب - اگر بطور مفرد گفته شوند اشاره به دو ناحيه شرق و غرب است ولى اگر به لفظ تثنيه ( مَشْرِقَيْن و مغربين ) گفته شوند - اشاره به طلوع و غروب آفتاب در زمستان و تابستان است ( يعنى : دو ناحيه مختلف كه در صبح تابستانى و صبح زمستانى خورشيد از آنجا ديده مىشود و سر مىزند كه دو نقطهء متفاوت است چه در مغرب و چه در مشرق ) - و هر گاه به لفظ جمع گفته شوند ( مَشَارِق و مغارب ) به اعتبار طلوع كردن هر روز و غروب كردن آن در همان روز است يا به مطلع و مغرب هر فصل . در آيات : ( رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ - 28 / شعراء ) ( رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ - 17 / الرّحمن ) ( بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ « 1 » - 40 / معارج ) و آيه : ( مَكاناً شَرْقِيًّا - 16 / مريم ) يعنى : از ناحيه شرق ، يا آفتابگاه . مِشْرَقَة : جايى كه

--> ( 1 ) نكته‌اى كه در آيات فوق شايسته دقّت و تحقيق است اينست كه در همهء آيات خلقت و آفرينش جهان مشرقى كه روز ، نتيجه آن است قبلا آمده چون اساس آفرينش بر نور و روز و روشنايى است و ظلمت و تاريكى عرضى و فرعى است ، آغاز خلقت را هم خداوند در قرآن با واژه‌هاى - يوم و ايّام آگاهى مىدهد . جالب‌تر آنكه ظلمت و ظلمات را هم راه و مكان طاغوت ، و طاغوتيان معرّفى مىكند مثل آيه : ( وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ - 257 / بقره ) پس نور و روشنى در مكتب اسلام و قرآن امرى بنيانى و اساسى و منشأ هدايت است لذا قرآن از مشرق آغاز مىكند و - اللّه - را نورى هستى بخش كه ( اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ 35 / نور ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هم نور است و چراغ ، قرآن و كتب تحريف نشدهء آسمانى هم نور .